مواد لازم : نخود
گوشت
پیاز
زیره سبز
نمک و فلفل و ادویه.
طرزتهیه : نخود را از شب قبل خیس کرده و سپس پوست ان را جدا کرده تا نخودها به صورت لپه در بیایند (دو قسمت شوند). پیازها که مقدار آنها نیز فراوان می باشد (اصولا قیمه هر چقدر پیاز داغش بیشتر باشد طعم بهتری دارد) را سرخ کرده فلقل و زردچوبه و کمی دارچین و مقداری از زیره را اضافه می کنیم. سپس گوشتها را به آن اضافه نموده و تفت می دهیم. با مقداری آب می گذاریم بپزد. می توانیم نخود لپه شده را نیز جداگانه پخته و در انتها به گوشت پخته شده اضافه کنیم و یا اینکه وقتی گوشت نیم پز شد به آن اضافه کرده و با گوشت بپزیم. وقتی گوشت و نخود پخته شد نمک و فلفل و بقیه ادویه تفت داده شده را به آن اضافه می کنیم. می گذاریم چند قل دیگر بزند و خورش جابیفتد. غذا آماده است. این خورش به سیب زمینی احتیاجی ندارد.

+ نوشته شده در سه شنبه
1389/07/27ساعت 14:36  توسط پ
|
مواد لازم : چغندر با برگ (به جای برگ چغندر که در تهران یافت نمی شود می توان از اسفناج استفاده کرد)
کمی شوید تازه یا خشک
عدس
نخود
پیاز داغ و نعناع داغ فراوان
در صورت تمایل سیرداغ
آرد
سرکه
نمک و فلفل و زردچوبه.
ابتدا چغندرها را مکعبی خرد کرده همچنین برگ های اون یا اسفناج را نیز خرد کرده با شویدهای خرد شده می گذاریم بپزد. در صورت تمایل می توان کمی سبزی آش هم استفاده کرد ولی اصل شولی با اسفناج و چغندر و شوید است. عدس و نخود را هم جداگانه پخته و وقتی سبزی ها پخته شد به آن اضافه می کنیم. سپس پیازداغ ها را با نمک و فلفل و زردچوبه تفت داده و همراه با نعناع داغ به مواد اضافه می کنیم. سپس آرد را با آب مخلوط کرده و کم کم به آش در حال جوشیدن اضافه می کنیم. این آش از آش رشته غلظت کمتری دارد. در آخر سرکه را اضافه می کنیم. می توان به عنوان چاشنی به آن کمی شکر هم اضافه کرد. مقدار سرکه و شکر بستگی به ذائقه دارد. برخی شولی را ترش و بعضی ترش و شیرین دوست دارند. برخی نیز از قره قوروت به جای سرکه استفاده می کنند.
در قدیم یزدیها شولی را به عنوان عصرانه استفاده کرده و بعد از آن نیز مقدار متنابهی چای نبات یا چای و باقلوا یزدی میل می کردند تا طبع سرد شولی را خنثی نمایند.

+ نوشته شده در سه شنبه
1389/07/27ساعت 14:24  توسط پ
|
پچل pachol : کثیف
جل jol : پارچه
سیخ کبریت : چوب کبریت
تقای (tagha) آشپزخانه : روی کابینت آشپزخانه
پستو pastoo : انیاری
گنجه ganje : کمد
خسبیدن khosbidan : خوابیدن
مچله mochole : مچاله
چسبو chasboo : نوچ ، چسبنده
ورم (varam) نمیداره : میل ندارم
آقای ... خانم ... را ورداشت : آقای ... با خانم ... ازدواج کرد
دل خود دار dele khod dar : مواظب خودت باش ، حواست باشه
سرت (saret) نمیگیره : افتخار نمیدی
تس (tas) بازی : بازی نون بیار کباب ببر
گر gar : کچل
کارت (karet) نباشه : کاری نداشته باش
پیش کسی کارت نباشه : به کسی نگو
روغن پیاز : پیاز داغ
قرمز کردن (بادنجان قرمز کردن) : سرخ کردن (بادنجان سرخ کردن)
حلوا : شله زرد
کشه پا kashepa : چارزانو
تلف talf : قره قوروت
برو اورا boro oora : برو اونطرف
دلهمزن delhamzan : مشمئز کننده
دلش هم میزنه : حالت تهوع داره
مو اِصلا (esla) کردن : مو کوتاه کردن
+ نوشته شده در یکشنبه
1389/07/25ساعت 13:22  توسط پ
|
خش khash : خوب
جده jade : جاده
عاروس aroos : عروس
دوماد doomat : داماد
هم عاروس ham aroos : جاری
هم دوماد ham doomat : باجناق
اقَ egha : اینقدر
چِقَ chegha : چقدر
یاواش yavash: یواش
بِلِ bele: بذار
مخام mokham : میخوام
بوز bowz : زنبور
مل mol : گردن
عاروسکaroosok : عروسک
پس pas: پشت
اُلنگون olengoon : آویزان
کمچلی kamchali : ملاقه
ترشبالا toroshbala : آبکش
کُل kol بستن زخم : خشک شدن روی زخم
از خونه در رفتن : از خونه بیرون رفتن
سفیل safil : معطل
تماته tamate: گوجه
آلوچک aloochok : گوجه سبز
دلبند delband: نگران
چِتَری chetari : چه جوری
+ نوشته شده در شنبه
1389/07/24ساعت 11:6  توسط پ
|
یَزد مرکز
استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله ۶۷۷ کیلومتری جنوب شرق
تهران قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۴۲۳٬۰۰۶ نفر بودهاست.
یزد به شهر بادگیرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخهها»، «شهر شیرینی»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نیز شهرت دارد.
میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشتیان، ساعت مارکار، برج و باروی شهر، خانههای قدیمی چون خانه لاریها و خانه عربها و خانه مرتاض و خانه رسولیان و خانه ملک التجار و خانه محمودی و ...، دخمههای زرتشتیان، حمام خان، بازارهای قدیمی چون بازار خان و بازار پنجه علی و ...، آب انبارهای فراوان چون آب انبار شش بادگیری و رستم گیو و ... و مسجد جامع یزد و بالاخره قلعهها، کاروانسراها، تکیهها، مساجد، پیرانگاهها، قناتها، کوچهها، ساباطها، حمامها، و تمام سطح بافت تاریخی شهر یزد از اماکن دیدنی شهر است.
یزد نخستین شهر خشت خام و دومین شهر تاریخی (پس از ونیز) در جهان است.یزد به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و قرار گرفتن در مرکز ایران و نیز در میانه دشتهای وسیع کمتر در طول تاریخ مورد هجوم دشمنان ایران قرار گرفته و در نتیجه نسبت به سایر نقاط کشور خصوصیات ایرانی بیشتری در فرهنگ ،گفتار و آداب و سنن یزدیها دیده میشود.یزدیها مردمی بسیار مهمان نواز وانسان دوست هستند.حضور پر آرامش بسیار از هم میهنان زرتشتی ونیز یهودی در یزد در طول تاریخ مصداق این گفتهاست.یزدیها سالهاست میزبانان خوبی برای آوارگان عراقی وافغانی بودند ومانند بسیاری شهرها طرد کردن انسانها را افتخار خود ندانسته و اجازه حیات دوباره را به پناه جویان مظلوم آن کشورها دادند. مردم یزد بسیار صرفه جو هستند با این وجود سطح عمومی زندگی در یزد بالای متوسط ارزیابی میشود. دانش آموزان یزدی ۱۸ سال پیاپی هست که رتبه نخست آمار قبولی در دانشگاههای کشور را به خود اختصاص دادهاند. یزد همچنین یکی از قطبهای پزشکی در کشور محسوب میشود و به نسبت جمعیت بیمارستانهای بسیار دارد و بیماران بسیاری از استانهای دیگر برای درمان راهی یزد میشوند. هر سال هزارن گردشگر خارجی از یزد بازدید میکنند اما با این وجود متاسفانه مسئولین تبلیغات خوبی برای گسترش صنعت گردشگری در یزد انجام نمیدهند. گذشته ازین استان یزد جزو استانهای ممتاز در زمینه اهدای خون است و از هر ۱۰۰ هزار نفر در استان یزد ۳۷ نفر اقدام به اهدای خون میکنند ولی این تعداد در سطح کشور ۲۵ نفر از هر ۱۰۰ هزار نفر است.
به نقل از سایت ویکی پدیا

+ نوشته شده در شنبه
1389/07/24ساعت 11:2  توسط پ
|